محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

699

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

واجب و يا خير است ، زيراكه اخلاق قرآنى در اين صورت ، هم اخلاق واجب و هم خير است . ولى اگر ما فرض كنيم كه تلاش به معناى كامل كلمه در دسترس تمام مردم است ، اين اخلاق شدّت نمىيابد ، مگر در حدود دو درجهء اوّل ، امّا بالاترين درجه ، اقتضايى در حدّ نصيحت و تشجيع و ترغيب دارد . اكنون مىفهميم كه چگونه امكان‌پذير است ، كه بين اين سه مرحلهء تلاش سازندهء نردبانى از ارزش‌هاى اخلاقى تصاعدى قرار دهيم . درحالىكه موازات بين نيروى تلاش و تصاعد در ارزش چيزى است كه ما نسبت به تلاش دفاعى آن را رد كرديم و در اينجا با كمال خرسندى در ارتباط با تلاش نتيجه‌بخش ، مىپذيريم . ولى چون فزونى اين تلاش منتج به‌طور طبيعى از كاستى قانونى تلاش دفاعى به دست مىآيد ، از اين‌رو دو نتيجه باهم سازگار و يكى ديگرى را تأييد مىنمايد . و در واقع هر دوى آنها چيزى جز دو نوع بيان از ذات يك حقيقت نمىباشند . و فايدهء اين مفهوم آن است كه ما را در برابر حلّ چند مشكل از مشكلات كمك مىكند . اوّلا به ما اين اجازه را مىدهد كه به علاقهء شديد قانونى آن نظريّه‌اى راضى باشيم كه مىگويد : « تلاش شرط تمام ارزش‌هاى اخلاقى است » . و واقعيّت اين نظريّه جواز خود را در اين احساس سرگردانى مىيابد كه در دل پيدا مىشود ، موقعى كه انسان مىخواهد به شايستگان پاداشى بدهد كه مربوط به كارهايى است كه نه تلاشى در آنها به كار رفته و نه پيروزى محقّق شده است و آن اصلى كه اين نظريّه از آن دفاع مىكند ، اصل برجسته‌اى است ، ولى تنها تطبيقش بر آن مورد ناپسند است ! و از طرف ديگر به نظر نمىرسد كه نقص از يك طرف در برابر فزونى طرف مقابل و فيض فزونى آن طرف ديگر باشد . « 1 » واقعيّت آن است كه هدف تلاش مقدّس و يا شايسته آن نيست كه از گناهان كبيره دورى كنيم و از سقوط در وادى هولناك اخلاقى خوددارى نماييم ، به همان مقدارى كه از توقّف در درجهء كمال - هرچه باشد - و صعود دائمى تا بالاترين مراتب بالا مىترسيم . بنابراين ؛ اخلاق از نظر قدّيسين يك پيكار نيست ، بلكه اخلاق سزاوارتر به زندگى است با تمام درگيرىهايى كه زندگى در سر راه و در پيشرفت خود دارد ، و به همين خاطر در فاصله‌هاى

--> ( 1 ) - قشيرى به خوبى انديشهء اين تعويض را دريافته است ، ر ك : رسالهء قشيريه : فصل ارادهء ، ص 92 ، و سال‌ها پس از وى ابن عباد آمده و نظر مشابهى را به مناسبت مقايسه بين سالك مجذوب و مجذوب سالك ابراز داشته است . ر ك : الرسائل ، ص 40 و 41 .